نیم کاسه
[اینجا کاسه ای زیر نیم کاسه نیست]
درباره وبلاگ


[لطفا با بیان نظرات و دیدگاه های خود به بهتر شدن وبلاگ کمک کنید]
آخرین مطالب
پنج شنبه 24 فروردين 1398برچسب:, :: 20:55 :: نويسنده : مجتبی صادقی

       لطفاً با یک کلیک نظر خود را بیان کنید

        

         

 

 

جمعه 26 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 22:52 :: نويسنده : مجتبی صادقی
از "ذِهــــن" تا "دَهــَــن" فـقــطــ یـکــــ نـقـطـه فــاصـلـه اســت ... 
 
 
تــا ذِهــنــَـت را بــاز نـکـردی ، 
 
 
دَهــنــَـت را بــاز نــکـن ...!
چهار شنبه 1 خرداد 1392برچسب:, :: 1:12 :: نويسنده : مجتبی صادقی

 دوتا رفيق بودن که هميشه با هم ميرفتن ميخونه شراب ميخوردن.
يکيشون مي ميره،يه مدتي ميگذره بعده اون يکي ميره ميخونه به ساقي ميگه: دو پيک بريز.
ساقي ميگه: چرا دوتا؟ ميگه: يکي مال خودم و يکي به ياد رفيقم.
يک سال بعد دوباره ميره ميخونه و ميگه: يه پيک بريز!
ساقي ميگه: رفيقتو فراموش کردي، ميگه: نه، خودم توبه کردم ولي اينو ميخورم به ياد رفيقم!!!

سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 21:52 :: نويسنده : مجتبی صادقی

 میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد  …

 

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

 

 فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

 

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

 

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

 

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

 

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

 

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

 

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

 

فقر ، همه جا سر میکشد …  

پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:, :: 12:27 :: نويسنده : مجتبی صادقی

کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد…
پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!
استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد..... 

بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.
استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.
سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان ، با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید.
استاد گفت: “دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی. ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنی.

جمعه 15 دی 1391برچسب:, :: 23:17 :: نويسنده : مجتبی صادقی

پیری برای جمعی سخن میراند ...

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 16:42 :: نويسنده : مجتبی صادقی

   ای تمام آسمان،سقف دلت ... بهشت تمام چشم اندازیست از پنجره نگاه آسمانی ات ، برایم بمان که ماندنی ترینی در قلب من ، بر تمام برگهای کتاب زندگیم باش،که تو خواندنی ترین آواز این کتابی... ای تمام من می خواهمت ،می خوانمت می خواهم که بمانی می خواهم که بمانی ، می دانم که می مانی ...

پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 16:10 :: نويسنده : مجتبی صادقی

سلام به همگی

 اینم گزارش کار آز الک 1 به درخواست یکی از دوستان عزیزم.

برای دانلود تشکر کنید:

 بسیار سپاسگزارم 

 اهل تشکر کردن نیستم 

یک شنبه 5 آذر 1391برچسب:, :: 13:35 :: نويسنده : مجتبی صادقی

یـــادگاریســـت فقط پیرهـــنش را نبریـــــــد ...

 

                                التماس دعا

یک شنبه 28 آبان 1391برچسب:, :: 22:22 :: نويسنده :

 شما می توانید با ثبت نام در پایگاه اطلاع رسانی حرم حضرت ابولفضل العباس ، به خادمان این بارگاه ملکوتی نیابت داده تا از جانب خود و یا بستگانتان (چه آنان که در قید حیاتند و چه آنانکه به رحمت ایزدی پیوسته اند) زیارت نموده و دو رکعت نماز زیارت بجای آورند .

http://alkafeel.net/persian/zyara/view.php

التـــــماس دعا 

شنبه 17 تير 1391برچسب:, :: 22:47 :: نويسنده : مجتبی صادقی

    میخواهم در خود غرق شوم تا فراموش نکنم که موج از دریا بر میخیزد و به اوج می رسد و پس از فرازی شکوهمند سنگینی آب را با تمام وجود به روی خود حس خواهد کرد.

    میخواهم رها شوم تا به یاد بیاورم همه قفس ها پوسیدنی اند و لاجرم پرنده هزار نقش زندگی از قفس پولادینی که از آرزوها برایش ساخته ام خواهد گریخت ... 

چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, :: 23:0 :: نويسنده : مجتبی صادقی

 تــو کـجايي ســهـرابـ....

  آب را گل کردند،

  چشــمـها را بسـتـنـد

  وچـه با دل کـردنـد.....


  صـبـرکـن اي سـهـرابـــــ !!

   قايقـتـ جـا دارد...؟؟؟  

جمعه 21 خرداد 1391برچسب:, :: 15:7 :: نويسنده : مجتبی صادقی

این را هرگز از دست ندین

یک تست هوش بصورت فلش و بسیار کم حجم ( 340 kb )

39 سوال استاندارد هوش هست که باید بهشون جواب بدین، در پایان هم میزان هوش شما را میگه 

بعد از پاسخ به آخرین سوال روی گزینه menu و سپس  submit کلیک کنید و در صفحه ظاهر شده روی عدد 24 کلیک کنید.

لازمه که بگم سوالاتش کم کم سخت میشه و سوالات ابتدایی خیلی ساده هستن.

موفق باشید.

 لینک دانلود در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...
چهار شنبه 17 خرداد 1391برچسب:, :: 11:16 :: نويسنده : مجتبی صادقی

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید ، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند ، بعد به شما می گوید ساعت چند است.

روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد ، %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. 

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود ،همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد ، درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

بقیه در ادامه مطلب  



ادامه مطلب ...
شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, :: 13:39 :: نويسنده : مجتبی صادقی

 

جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 15:30 :: نويسنده : مجتبی صادقی

 تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.

يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.

پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود
را ۹۰۰ دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
۴۰۰ دلار بابت تهيه مواد اوليه + ۴۰۰ دلار بابت هزينه هاي كارگران و… ۱۰۰ دلار استفاده بنده.
...
پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود
را ۷۰۰ دلار اعلام كرد.
۳۰۰ دلار بابت تهيه مواد اوليه + ۳۰۰ دلار بابت هزينه هاي كارگران و… +۱۰۰ دلار استفاده بنده.  



ادامه مطلب ...
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 19:56 :: نويسنده : مجتبی صادقی

ماه خندید به کوتاهی شور و شعفم

                                دست بردم به تمنا و نیامد به کفم

کشش ساحل اگر هست چرا کوشش موج

                               جذبه دیدن تو می کشد از هر طرفم

راه تردید مسیر گذر عاشق نیست

                              چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم

چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:13 :: نويسنده : مجتبی صادقی
    دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.

   
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.

 

   بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...
چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 11:8 :: نويسنده : مجتبی صادقی

  آدما مثل کتابا مي مونن ... بعضي از اونا جلدزرکوب دارن بعضي از اونا جلدضخيم دارن و بعضي از آدما هم جلد نازک بعضي از اونا ترجمه مي شن و بعضي از اونا همين طوري مي مونن ...بعضي از آدما تجديد چاب مي شن و بعضي ها هم فراموش مي شن . . . از روي بعضي از آدما بايد مشق نوشت و بعضي از آدما رو نخونده بايد دور انداخت.

چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 10:56 :: نويسنده : مجتبی صادقی

خداوند متعال به حضرت موسي عليه السلام وحي فرمود:

اي موسي : شش چيز در شش موضع قرار دارد و مردم در شش چيز ديگر به دنبال آن مي گردند و هرگز به آن نمي رسند.


اول – من راحتي را در بهشت قرار دادم و مردم در دنيا به دنبال آن هستند.

دوم- من علم را در گرسنگي قرار دادم و مردم در سيري بدنبال آن هستند.

سوم- من عزّت را در نماز شب قرار دادم و مردم در ابواب سلاطين بدنبال آن هستند.

چهارم- من بلندي و رفعت و درجه را در تواضع قرار دادم و مردم در تكبّر بدنبال آن هستند.

پنجم- من اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم در قيل و قال بدنبال آن هستند.

ششم- من بي نيازي را در قناعت قرار دادم و مردم در زيادي مال و ملك بدنبال آن هستند. 

چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 10:53 :: نويسنده : مجتبی صادقی

   در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.

   سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

هر مانعى= فرصتى  

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد. 

چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 10:39 :: نويسنده : مجتبی صادقی

   کاریکاتور جدید و با مفهوم - www.RadsMs.com

سه شنبه 26 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:6 :: نويسنده : مجتبی صادقی

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن 

        نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست 

         بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ...

سه شنبه 26 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:12 :: نويسنده : مجتبی صادقی

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد...... 



ادامه مطلب ...
یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 2:17 :: نويسنده : مجتبی صادقی

همواره بياد داشته باشيد

    دشوارترين قدم، همان قدم اول است. 

 

    آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد.

 

    تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است.

 

    عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .

 

    آفتاب به گياهي حرارت مي د هد كه سر از خاك بيرون آورده باشد. 

 

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
پيوندها


<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 70
بازدید ماه : 403
بازدید کل : 38632
تعداد مطالب : 63
تعداد نظرات : 53
تعداد آنلاین : 1

Online User